تبليغاتX
html> اول. دریغ است ایران که ویران شود آمستریا دختر آریایی
پنجشنبه بیست و چهارم خرداد 1386
 

با سلامی به همه شما ایرانیان عزیز ممنون از نظرات خوبتون شرمنده که یه ذره دیر کردم ولی الان با یک اپ خوب اومدم که جبران شود . متاسفانه بعضیها پیدا میشوند وحرفهای نامربوطی راجب تاریخ ایران عزیز میزنند و فکر میکنند از تاریخ خیلی چیزها میدانند دوستان اگه سوالی دارید خوشحال میشم بپرسید تا شما رو راهنمایی کنم .

 

اپ امروزم درباره بعضی از نکته های ریز درباره دولت هخامنشی  است که در نوع خودش جذاب است

 

پادشاهان هخامنشي به واسطه نياز جغرافيايي كشور ايران و علاقه اي كه در گسترش و آباداني سرزمين تحت فرمانروايي از خود نشان مي دادند و در زمان امپراتوري خود سدها و بندهاي زيادي در بخش هاي جنوب غربي و جنوبي ايران ساختند. بسياري از سيستم هاي آبرساني و آبياري كه تا سال هاي متمادي نيز در ايران از آنها استفاده شد مرهون تلاش مهندسان و صنعتگران ايراني است كه در زمان هاي بسيار دور تلاش نمودند تا نيازها و كمبودها را در زمينه هاي عمراني و آبادي بر طرف نمايند و آثار و شواهد آن را نيز مي توان در نقاط مختلف ايران درك نمود. علاوه بر آن بسياري از آثار به جا مانده از اين دوران ها در سرزمين هاي تابعه حكومت هاي ايران باستان نيز قابل مشاهده است.                                                                                                   

                                                                                                                                                 

سد سازی از دوره هخامنشیان تا قبل اسلام  

 

 

يكي از رودخانه هايي كه از قديم به رودخانه اروند مي پيوسته است «‌دياله » بوده است كه بنا به دستور كوروش بزرگ سدي براي آبياري ،‌از خاك و چوب بر روي اين رودخانه بسته شده بود كه شبكه كانال هاي آبرساني را تغذيه مي كرد. همچنين در زمان هخامنشيان اولين كوشش ها جهت سد سازي بر روي اروند و فرات به عمل آمد. از مشخصات اين رودخانه ها آن بود كه سطح فرات بالاتر از دجله قرار داشت و نيز در زمان حكومت بابليان بر بين النهرين تمايل رود فرات نسبت به شرق بيشتر از امروز بوده و اين رود تنها داراي يك مجرا بوده است. انشعاب فرات به دو مجرا بين سال هاي 600 ق.م تا 100 ق. م اتفاق افتاده است . چنان كه پيداست هخامنشيان سدهايي بر روي رودخانه هاي فرات و اروند ساختند و گام هايي ديگر در گسترش شبكه كانال هاي آبياري برداشتند. بدون شك هنگامي كه اسكندر مقدوني در حدود سال 400 ق. م به آنجا ها رسيد آن سدها ساخته شده و برپا بوده اند. استرابو جغرافيدان سده اول ميلادي يونان خبر از ويراني آنها به دست اسكندر مقدوني مي دهد. ولي واقعيت اين كه اسكندر اين سدها را ويران كرده باشد كاملا معلوم نيست چون برخي نيز گفته اند كه اسكندر آنها را خراب نكرده است و حتي به حفر كانال ها و نظارت بر اين سدها به طور مرتب مشغول بوده است. به هر حال آنچه مسلم است آبياري با بهره وري از بند سازي در فرات و اروند پيرامون سده چهارم پيش از ميلاد كاملا روا بوده است و اين سيستم هاي سد بندي و آبياري بعدها در زمان ساسانيان به حد بالاي گسترش خود رسيد.                                                                                                                

 

اهمیت اسب در دوره هخامنشی

 

گذشته از تشكيل سواره نظام، كوروش بزرگ، در ساختمان گردونه هاي جنگي نيز تجديد نظر كرد،  و به دستور او چرخهاي محكمتري براي گردونه ها ساخته شد. طول محور چرخها را نيز، زيادتر كردند، تا هنگام حركت سريع، خطر واژگون شدن آنها كم شود. محل راننده گردونه به صورت برجي ساخته شد، و گردونه ران و سرباز ديگري كه بر گردونه سوار مي شد، هر دو داراي زره و خود و ساير ساز و برگ مورد نياز بودند. بر چرخهاي گردونه نيز، قطعات آهني تيز به شكل داس برنده قرار مي دادند، تا هنگام حركت گردونه دسته اي سپاه دشمن را به آساني بشكافد.

سواره نظامي كه به دستور كوروش ايجاد گرديده بود، از نظر ساز و برگ مجهز، و نيرومند و پر جلال و شكوه بود.

گزنفون درباره سپاه كوروش، هنگام حمله به بابل مي‌نويسد: «برق زره و كلاه خود سپاهيان، در

 

دشت پهناور موج مي‌زد،

سر اسبان را كه با زين و برگ و يراق پاكيزه مجهز بودند، با منگوله‌هايي از پشم ارغواني زينت داده بودند. بر گرده اسبان ارابه‌ها زره محكمي معلق بود، در صورتي كه سر و سينه اسبان سواره را با زره پوشانده بودند.»

آنچه گزنفون در شرح تاج گذاري كوروش در بابل مي نويسد، علاوه بر اينكه روش انساني و هوشيارانه او را در كار اداره متصرفاتش نشان مي دهد، حاوي اطلاعاتي راجع به اسب در دوره هخامنشي نيز مي باشد.

او در شرح مفصلي درباره عظمت، و شكوه اين مراسم مي نويسد: «در دو طرف خط سير شاهنشاه، ابتدا سربازان پياده ايستاده بودند، و فراشها مأمور حفظ نظم بودند و به كسي اجازه نمي دادند از صف سربازان عبور  كنند. تعداد سربازان پياده در دو سو، چهار هزار نيزه دار، و پس از آن هزار سرباز ديگر قرار داشتند. كليه افراد سواره نظام در دو طرف از اسب پياده شده، و به احترام شاهنشاه دست‌ها را زير شنل خود مخفي كرده بودند. سواره نظام پارس در طرف راست، و ساير متحدين در طرف چپ راه قرار داشتند.

هنگامي كه درهاي كاخ گشوده شد، مردم با كمال تعجب گاوهايي در كمال زيبايي مشاهده كردند. اين گاوها چهار به چهار ظاهر شدند، و آنها را براي تقديم به مردوك (خداي بزرگ بابل) و بعضي ديگر از خداياني كه روحانيون تعيين كرده بودند، برگزيده بودند. پس از گاوها كه به طور با شكوهي تزيين شده بود، اسبهاي مقدس، كه به افتخار خورشيد قرباني مي شدند در حركت بودند. پس از اسبها، گردونه‌اي كه اسبهاي سفيد آن را مي كشيدند، و مخصوص بعل مردوك بودند ديده مي شد، و پس از آن گردونه خورشيد، كه جنبنده اي حق نداشت در آن قرار گيرد، با اسبهاي سفيد در حركت بود».گزنفون سپس چگونگي حركت موكب كوروش را شرح مي دهد: «پس از آن دويست اسب كه براي كوروش تربيت شده بودند با افسارهايي از طلا، و روپوشي از تسمه هاي طويل، با  دست پيش برده مي شدند»

 

چنانكه گفتيم گزنفون مي نويسد: «كوروش از مشاهده عمليات و اقدامات ماديها و هيركانيها، در دل احساس حسرت و ناراحتي مي كرد،  كه چرا در اين روز، ديگران نائل به اقدامات درخشان شدند، در صورتي كه خود و متابعينش بايد در محلي، عبث و بيهوده بمانند(1) » (جاي تعجب است كه چرا گزنفون، كلمه «خود» را به كار برده، در حالي كه او مي‌نويسد: كوروش در اين هنگام، سواركاري ماهر، و جنگجويي بي مانند بوده است). به هر حال كوروش در اين هنگام سركردگان پارسي را احضار، و مزاياي داشتن سواره نظام را به آنها گوشزد كرد. چون در ميان غنائمي كه از ليدي‌ها گرفته بودند، تعداد زيادي اسب و ساز و برگ وجود داشت، به امر كوروش اين اسبها را بين پارسي‌ها تقسيم كردند.

گزنفون مي نويسد: «جمله پارسي‌ها، دستور كوروش را با وجد و شعف فراوان به كار بستند، و اين عادت ملكه آنان شد، و حتي امروز يك فرد پارسي آنگاه در زيبايي و اصالت ممتاز است كه، بر گرده اسب هنرنمايي كند به عبارت آخري، پارسي ممتاز پياده راه نميرود، و بدون اسب خويش در برابر دشمن نمي ايستد.»

كوروش نقشه هوشمندانه خود را توانست پس از فتح سارد چنان به مرحله عمل درآورد، كه قبل از جنگ بابل (539 ق.م.) سواره نظام پارسي وارد ميدان عمل شده بود. كوروش بزرگ با اسبهايي كه در جنگ به دست آورده بود، و يا اسب‌هايي كه به عنوان پيشكش به او تقديم مي كردند، سواره نظام خود را تشكيل داد. علاقه او به اين كار به حدي بود كه، تنها هديه اي كه مي پذيرفت اسب و سلاح بود.

 

از این به بعد تصمیم دارم زود به زود اپ کنم پس شما هم زود به زود سر بزنید موفق باشید

 

نوشته شده توسط آمستریا در با موضوع: | لینک ثابت |

جمعه چهارم خرداد 1386
 

با سلامی خدمت همه شما دوستان عزیز امیدوارم هر جای ایران عزیز هستین موفق و کام روا باشید . اپ امروز درباره فیلمهایی است که به تازگی در سیما پخش میشود همون طور که میدوننید بعد از انقلاب تلوزیون ایران درباره تاریخ معاصر فیلمهای فراوانی ساخته که شمارششون از دست خارجه! نمونش فیلمهایی که در ایام دهه فجر پخش میشود . ولی خب تازگیها نمیدونم چی شده که اکثر فیلمسازهای مطرح کشورمون درباره تاریخ معاصر به خصوص دوران حکومت رضا شاه به بالا فیلم میسازند نمونه اش سریالهای در حال پخش ( مدار صفر درجه) ساخته حسن فتحی که در دهه 20 داستانش میگذره و بیشترش درباره یهودی ها و هیتلر است( اخه ما چمون به هیتلر) و یا ( سالهای برف و بنفشه) در داستانش حول سال های 40 تا 57 میگذرد. اما چیزی که جالب است یکی از این کارگرداننان مطرح و خوب چرا درباره ایران باستان یا حالا هر چی غیر از فیلمهای سیاسی چیزی نمیسازن . درست کردن فیلمهای تاریخی همون طور که همتون میدوننین هزینه سرسام اوری میبره  وزمانی با استقبال روبرو میشه که تحریف تاریخ رو به دنبال نداشته باشه چیزی که در فیلمهای هالیوودیهای تاریخی در حال حاضر تحریف داد میزنه ( 300 / اسکندر و...)  در حال حاضر اگه شنیده باشین پروزه عظیم سریال حضرت یوسف (ع) به تازگی به پایان رسیده واز مهر ماه امسال اماده پخش میشود و چیزی حدود 8 میلیارد تومان شاید کمی بیشتر خرج داشته! و یا در چشم باد ساخته اقای مسعود جعفری جوزانی  که سه ساله فیلمبرداری میشه و یک سال دیگه از فیلمبرداریش مونده و از سالهای 1329 تا فتح خرمشهر رو روایت میکنه و اون طور که براورد شده هزینش از سریال حضرت یوسف (ع) هم بیشتر شده!!! سخن رو کوتاه کنم فقط همینو بگم که تو رو خدا به فکر ساختن یک فیلم از رشادتهای کورش کبیر . داریوش کبیر . شاپور ساسانی .ارش کمانگیر و... رو بسازین . راستی دیشب اولین قسمت سریال 40 سرباز رو گذاشت حالا باید دید که این سریال میتونه ماندگار بشه یا نه  موفق باشید .

 

 

عکسهای از بازسازی پارسه ( تخت جمشید) به دست مهندسین المانی!!!

عکسها بسیار زیباست ببینید شکوه تخت جمشید رو در گذشته . ای لعنت بر تو ای اسکندر

 بقیه عکسها در ادامه مطلب

البته تعداد عکسها زیاده ولی خب هر دفعه تعدادی از انها رو میذارم موفق باسشید زیر سایه اهورامزدا


ادامه مطلب
نوشته شده توسط آمستریا در با موضوع: | لینک ثابت |

هر سال، سال کوروش بزرگ