تبليغاتX
html> اول. دریغ است ایران که ویران شود آمستریا دختر آریایی
دوشنبه بیست و هفتم اسفند 1386
 

سلام دوستان ... جشن چهار شنبه سوری نزدیک است برای همین جشن زیبا و کهن آپ ویژه ای کرده ام آپ بعدیم هم یک شب قبل از عید نوروز است پس حتما سر بزنید

                                                       
چهارشنبه سوري
يکی از آئينهای سالانه ايرانيان چهارشنبه سوری يا به عبارتی ديگر چارشنبه سوری است. ايرانيان آخرين سه شنبه سال خورشيدی را با بر افروختن آتش و پريدن از روی آن به استقبال نوروز می روند.

چهارشنبه سوري، يک جشن بهاري است که پيش از رسيدن نوروز برگزار مي شود.
مردم در اين روز برای دفع شر و بلا و برآورده شدن آرزوهايشان مراسمی را برگزار می کنند که ريشه اش به قرن ها پيش باز می گردد.


مراسم ويژه آن در شب چهارشنبه صورت می گيرد برای مراسم در گوشه و کنار کوی و برزن نيز بچه ها آتش های بزرگ می افروزند و از روی آن می پرند و ترانه (سرخی تو از من ، زردي من از تو ) می خوانند.


ظاهرا مراسم چهارشنبه سوری برگرفته از آئينهای کهن ايرانيان است که همچنان در ميان آنها و با اشکال ديگر در ميان باقی بازماندگان اقوام آريائی رواج دارد.
اما دکتر کورش نيکنام موبد زرتشتی و پژوهشگر در آداب و سنن ايران باستان، عقيده دارد که چهارشنبه سوری هيچ ارتباطی با ايران باستان و زرتشتيان ندارد و شکل گيری اين مراسم را پس از حمله اعراب به ايران می داند.


در ايران باستان هفت روز هفته نداشتيم.در ايران كهن هر يك از سي روز ماه، نامي ويژه دارد، كه نام فرشتگان است. شنبه و يکشنبه و... بعد از تسلط اعراب به فرهنگ ايران وارد شد. بنابراين اينکه ما شب چهارشنبه ای را جشن بگيريم( چون چهارشنبه در فرهنگ عرب روز نحس هفته بوده ) خودش گويای اين هست که چهارشنبه سوری بعد از اسلام در ايران مرسوم شد."

"برای ما سال ۳۶۰ روز بوده با ۵ روز اضافه ( يا هر چهار سال ۶ روز اضافه ). ما در اين پنج روز آتش روشن می کرديم تا روح نياکانمان را به خانه هايمان دعوت کنيم."

"بنابراين، اين آتش چهارشنبه سوری بازمانده آن آتش افروزی ۵ روز آخر سال در ايران باستان است و زرتشتيان به احتمال زياد برای اينکه اين سنت از بين نرود، نحسی چهارشنبه را بهانه کردند و اين جشن را با اعتقاد اعراب منطبق کردند و شد چهارشنبه سوری."
بخش كردن ماه به چهار هفته در ايران ،پس از ظهور اسلام است و شنبه و يك شنبه و دوشنبه و ........ناميدن روز هاي هفته از زمان رواج آن .شنبه واژه اي سامي و درآمده به زبان فارسي و در اصل "شنبد" بوده است.

"سور "در زبان و ادبيات فارسي و برخي گويش هاي ايراني به معناي "جشن"،"مهماني"و "سرخ" آمده است

                                                                                           

 
مراسم چهارشنبه سوري

بوته افروزي


در ايران رسم است كه پيش از پريدن آفتاب، هر خانواده بوته هاي خار و گزني را كه از پيش فراهم كرده اند روي بام يا زمين حياط خانه و يا در گذرگاه در سه يا پنج يا هفت «گله» كپه مي كنند. با غروب آفتاب و نيم تاريك شدن آسمان، زن و مرد و پير و جوان گرد هم جمع مي شوند و بوته ها را آتش مي زنند. در اين هنگام از بزرگ تا كوچك هر كدام سه بار از روي بوته هاي افروخته مي پرند، تا مگر ضعف و زردي ناشي از بيماري و غم و محنت را از خود بزدايند و سلامت و سرخي و شادي به هستي خود بخشند. مردم در حال پريدن از روي آتش ترانه هايي مي خوانند.
زردي من از تو ، سرخي تو از من
غم برو شادي بيا ، محنت برو روزي بيا
اي شب چهارشنبه ، اي كليه جاردنده ، بده مراد بنده

خاکستر چهارشنبه سوري، نحس است، زيرا مردم هنگام پريدن از روي آن، زردي و یيماري خود را، از راه جادوي سرايتي، به آتش مي دهند و در عوض سرخي و شادابي آتش را به خود منتقل مي کنند. سرود "زردي من از تو / سرخي تو از من"
هر خانه زني خاكستر را در خاك انداز جمع مي كند، و آن را از خانه بيرون مي برد و در سر چهار راه، يا در آب روان مي ريزد. در بازگشت به خانه، در خانه را مي كوبد و به ساكنان خانه مي گويد كه از عروسي مي آيد و تندرستي و شادي براي خانواده آورده است.در اين هنگام اهالي خانه در را به رويش مي گشايند. او بدين گونه همراه خود تندرستي و شادي را براي يك سال به درون خانه خود مي برد. ايرانيان عقيده دارند كه با افروختن آتش و سوزاندن بوته و خار فضاي خانه را از موجودات زيانكار مي پالايند و ديو پليدي و ناپاكي را از محيط زيست دور و پاك مي سازند. براي اين كه آتش آلوده نشود خاكستر آن را در سر چهارراه يا در آب روان مي ريزند تا باد يا آب آن را با خود ببرد.

مراسم كوزه شكني
مردم پس از آتش افروزي مقداري زغال به نشانه سياه بختي،كمي نمك به علامت شور چشمي، و يكي سكه دهشاهي به نشانه تنگدستي در كوزه اي سفالين مي اندازند و هر يك از افراد خانواده يك بار كوزه را دور سر خود مي چرخاند و آخرين نفر ، كوزه را بر سر بام خانه مي برد و آن را به كوچه پرتاب مي كند و مي گويد: «درد و بلاي خانه را ريختم به توي كوچه» و باور دارند كه با دور افكندن كوزه، تيره بختي، شور بختي و تنگدستي را از خانه و خانواده دور مي كنند.

همچنين گفته ميشود وقتي ميتراييسم از تمدن ايران باستان در جهان گسترش يافت،در روم وبسياري از کشورهاي اروپايي ،روز 21 دسامبر ( 30 آذر ) به عنوان تولد ميترا جشن گرفته ميشد.ولي پس از قرن چهارم ميلادي در پي اشتباهي كه در محاسبه روز كبيسه رخ داد . اين روز به 25 دسامبر انتقال يافت

فال گوش نشيني
زنان و دختراني كه شوق شوهر كردن دارند، يا آرزوي زيارت و مسافرت، غروب شب چهارشنبه نيت مي كنند و از خانه بيرون مي روند و در سر گذر يا سر چهارسو مي ايستند و گوش به صحبت رهگذران مي سپارند و به نيك و بد گفتن و تلخ و شيرين صحبتكردن رهگذران تفال مي زنند. اگر سخنان دلنشين و شاد از رهگذران بشنوند، برآمدن حاجتو آرزوي خود را برآورده مي پندارند. ولي اگر سخنان تلخ و اندوه زا بشنوند، رسيدن به مراد و آرزو را در سال نو ممكن نخواهند دانست.

قاشق زني
زنان و دختران آرزومند و حاجت دار، قاشقي با كاسه اي مسين برمي دارند و شب هنگام در كوچه و گذر راه مي افتند و در برابر هفت خانه مي ايستند و بي آنكه حرفي بزنند پي در پي قاشق را بر كاسه مي زنند. صاحب خانه كه مي داند قاشق زنان نذر و حاجتي دارند، شيريني يا آجيل، برنج يا بنشن و يا مبلغي پول در كاسه هاي آنان مي گذارد. اگر قاشق زنان در قاشق زني چيزي به دست نياورند، از برآمدن آرزو و حاجت خود نااميد خواهند شد. گاه مردان به ويژه جوانان، چادري بر سر مي اندازند و براي خوشمزگي و تمسخر به قاشق زني در خانه هاي دوست و آشنا و نامزدان خود مي روند.

تقسيم آجيل چهارشنبه سوري
زناني كه نذر و نيازي مي كردند در شب چهارشنبه آخر سال، آجيل هفت مغز به نام «آجيل چهارشنبه سوري» از دكان رو به قبله مي خريدند و پاك مي كردند و ميان خويش و آشنا پخش مي كردند و مي خورند. به هنگام پاك كردن آجيل، قصه مخصوص آجيل چهارشنبه، معروف به قصه خاركن را نقل م

 

 

 

ازدیر باز تا کنون آتش نزد ما ایرانیان ارزش و جایگاه بالایی داشته است

«... و چون امیر منصور بن نوح به مُلک بنشست، اندر ماه شوال سال سیسد و پنجاه، به جوی مولیان، فرمود تا آن سرای را دیگر بار عمارت کردند و هرچه هلاک و ضایع شده بود بهتر از آن به حاصل کردند. آن گاه امیر به سرای بنشست و هنوز سال تمام نشده بود که چون «شب سوری» چنان که «عادت قدیم» است، آتشی عظیم افروختند. پاره ای از آن بجست و سقف سرای در گرفت و دیگر باره جمله سرای بسوخت.»[2]

در این روایت هرچند به صراحت به زمان برگزاری جشن اشاره نشده است، اما عبارت «هنوز سال تمام نشده بود» و نیز «شب سوری» گویا اشاره به مراسم چارشنبه سوری دارد که شاید در آن زمان، انجام مراسم در شب چارشنبه، تثبیت نشده بوده است.

دومین متن کهن که اشاره ای هرچند غیر مستقیم به جشن چارشنبه سوری دارد، شاهنامه ی فردوسی است. در داستان بهرام چوبینه با «پرموده» پسر ساوه شاه آمده است که هنگامی که هر دو سپاه آماده ی رزم بودند، ستاره بینی بهرام را پند می دهد که :

ستاره شمر گفت بهرام را                                              که در «چارشنبه» مزن کام را
اگر زین بپیچی گزند آیدت                                                        همه  کار  ناسودمند  آیدت
یکی باغ بُد درمیان سپاه                                                   از این روی و زان روی بُد رزمگاه
بشد «چارشنبه» هم از بامداد                                                                          بدان  باغ  که  امروز  باشیم  شاد
ببردند پر مایه گستردنی                                                     می و رود و رامشگر و خوردنی
.
.
.
                                          ز جیهون همی آتش افروختند                     زمین و هوا را همی سوختند 

 

امیدوارم این شب به یاد ماندنی به همتون خوش بگذره و در آخر مواظب خودتون هم باشین

خدانگهدار


نوشته شده توسط آمستریا در با موضوع: | لینک ثابت |

دوشنبه سیزدهم اسفند 1386
گزارش نیویورک تایمز از بزرگترین کشف باستانی نخستین دهه قرن بیست و یکم

محققان باستان شناس انگلیسی پس از ده سال کار و تحقیق مداوم، سرانجام کانال خشایارشا پادشاه، ایران را در یکی از شبه جزایر دریای اژه کشف کردند. خشایارشا پادشاه سلسله ایرانی هخامنشی در سال 480 قبل از میلاد در جریان تلاش ایرانی ها برای فتح یونان، دستور حفر این کانال شگفت انگیز را که داستان این جنبه افسانه ای پیدا کرده بود، صادر کرد.

به گزارش روزنامه نیویورک تایمز که این خبر مهم را در بخش علمی 13 نوامبر 2001 خود انتشار داد، کشف این کانال حیرت انگیز محصول تلاش بی امان تیم های کار آزموده باستانشناسی دانشگاه های گلاسکو و لیدز بود، که از آوریل 1990 کار روی پروژه کشف کانال شروع کرده بودند. علاوه بر این، یک تیم باستانشناسی یونانی نیز باستانشناسان انگلیسی را همراه می کرده اند.

دکتر ریچارد جونز سرپرست تیم تحقیقاتی پروژه و باستان شناس دانشگاه گلاسکو پس از کشف کانال اعلام کرد، این کانال در سطح زمین 100 فوت (30متر) عرض داشته و برای عبور دو کشتی بادبانی جنگی کافی بود. کانال به گونه ای حفر شد که از هر دو طرف به سطح پایین شیب داشت و عرض کانال در عمق به 15 متر می رسید و به گفته دکتر جونز حدود 14 متر عمق داشته است. طول این کانال که در وسط شبه جزیره ای در دریای آزه حفر شده بود،حدود 4/1 مایل (2253 متر، کمتر 5/2 کیلومتر)بوده است.

بر اساس گزارش روزنامه نیویورک تایمز،  خشارشا پادشاه ایران در سال 480 قبل از میلاد دستور حفر این کانال را به مهندسان نظامی ارتش ایران صادر کرد. این کانال که در شبه جزیره ای در دریای اژه و در شمال یونان حفر شده یکی از بزرگترین و شگفت انگیزترین عملیات مهندسی زمان بوده است.

یوجیت بهاتاچارجی گزارشگر بخش علمی روزنامه نیویورک تایمز و تنظیم کننده این گزارش می نویسد که حفر این کانال برای خشایارشا جنبه حیاتی داشت، چرا که در غیر این صورت ایرانیان می بایست کیلومتر ها در امتداد این شبه جزیره به سوی جنوب دریای اژه کشتیرانی کنند و دوباره همان مسیر را پس از رسیدن به دماغه جنوبی شبه جزیره به سوی شمال طی کنند. اما خشایارشا از این کار خودداری کرد، چرا که ژنرال او ماردونیوس، 12 سال قبل در جریان حمله به یونان ناوگان ایران را به سوی دماغه شبه جزیره هدایت کرد. اما هنگامی که ناوگان ایرانی در جنوب دماغه در حال دور زدن به سوی شمال بود دچار یک طوفان سخت شد و اکثر کشتی های ایرانی غرق شدند . خشایارشا برای پرهیز از این خطر، به مهندسان ارتش ایران دستور داد، کانالی را از ساحل شرق شبه جزیره به ساحل غربی آن حفر کنند. پس از حفر کانال، ناوگان ایران یونان را فتح کرد، اما موفق به حفظ آن کشور نشد و ناچار شد در برابر مقاومت سخت سربازان یونانی دست به عقب نشینی بزند. ناوگان ایران از همان کانال به سوی ایران بازگشت.

دکتر جونز سرپرست پروژه کشف کانال خشایار گفت: "ایرانیان احتمالا فکر نمی کردند این کانال تبدیل به اثری شود که از آنها باقی بماند. به همین خاطر همینکه کشتی های آنها در بازگشت از کانال عبور کرد، پایان استفاده از کانال فرا رسید" در طول قرون متمادی، این واقعه تاریخی به تدریج به صورت یک افسانه در آمد و کسی گمان نمی کرد که  این اقدام بزرگ مهندسی جهان باستان واقعیت تاریخی داشته است.

اکنون تیم های باستان شناسی انگلیسی و یونانی پس از ده سال کار مداوم نشان داده اند که این کانال واقعا حفر شده بود و مدارک لازم را برای اثبات ادعای خود به دست می دهند.  هرودوت مورخ بزرگ یونانی داستان حفر این کانال را در کتاب تاریخی خود ذکر کرده بود، اما کسی این داستان شگفت انگیز را باور نمی کرد. دانشمندان انگلیسی و یونانی با استفاده از اطلاعات زمین شناسی نهفته در اعماق سطح زمین، که ساختار کانال هم اکنون در آنجا دفن شده است، نقشه ای را حاوی جزئیات کامل ابعاد کانال و مسیر آن تهیه کرده اند یافته های این باستان شناس، روایت تاریخی هرودوت را که دانشمندان مدتها نسبت به آن شک و تردید داشتند، تایید می کند.

به گزارش نیویورک تایمز، ساختار کانال که زیر رسوبات دریایی و لای و لجن 25 قرن گذشته دفن شده است، به استراتژی نظامی درخشان ایرانی ها و مدیریت کار انسانی و مهندسی راه و ساختمان آنها گواهی می دهد. کانال همچنین گویای کوته بینی و شتاب و نیز سرگذشت پادشاهی است که در جریان شتاب خود برای فتح (یونان.م) هرگز به فکر محافظت از کانال به عنوان یک آبراه همیشگی نیفتاد.

دکتر جونز می گوید:« ما از تجزیه و تحلیل رسوبات کانال به این نتیجه رسیده ایم که کانال احتمالاً عمر کوتاه داشته است. ایرانی ها فکر نمی کردند که این اثر قرنها باقی بماند و همین که کشتی هایشان از آن عبور کرد دیگر از آن بهره برداری نکردند.»

دکتر بن ایز ارلین (Ben Isserlin)، باستانشناس دانشگاه لیدز که در اوایل دهه 1990 کار بر روی پروژه کشف کانال را شروع کرد، می گوید:"این یک اثر عظیم و غول پیکر و کاری شگفت انگیز بود در جریان حفر کانال، کارگران می بایست زمین را بیل زده و خاک را داخل کیسه کرده از پایین به بالا دست به دست کنند"

مشخص کردن نقشه کانال، خود یک کار طاقت فرسا بود دکرت جونز و تیم او از یک شیوه لرزه نگاری استفاده کردند که به طور سنتی و لزوما در اکتشافات نفتی و مواد معدنی از آن بهره بداری می شود، یعنی از طریق یک قطعه فلز در روی زمین امواج شوک بسیار قدرتمندی را به داخل زمین می فرستند. دانشمندان از طریق تحلیل زمان رسیدن امواج توانستند یک نقشه برشی لرزه نگاری- یعنی نوعی شبح از آبراه طراحی کنند.

دکترکار استاتیس عضو تیم و مسئول بررسی لرزه نگاری و عضو رصد خانه ملی آتن در یونان گفت که " با توجه به تکنیک های باستان شناسی متعارف، این یک هدف بی اندازه بزرگ

محسوب می شد" یافته های تیم در نشریه ژئوفیزیک کاربردی به چاپ رسید.

تصور تیم از ساختار کانال، در نمونهه های تحلیلی رسوبات حفاری شده از اعماق گوناگون به تایید رسید دکتر ماریا بروسیوس دانشمند تاریخ باستان در دانشگاه نیوکاسل گفت که مهارت های مهندسی موجود در کانال احتمالاً قبل از خشایار شا نیز وجود داشته است.

به گفته او " توان ایجاد ساختاری نظیر آن را می توان در امپراتوری های بابل و آشور ردیابی کرد. به گفته او حتی ممکن است پادشاهی اورار تو در فاصله قرون نهم و ششم تا قبل از میلاد که در ارمنستان امروز، تاسیس شد، نیز باکانال سازی آشنایی داشته است. ساختن کانال خشایار شا علاوه بر مهندسی، ناشی از مهارت مدیریت نیز بود. گمان می رود که خشایار شا از مهندسان فینیقی نیز استفاده کرده باشد و تیم هایی از کارگران را در قسمت های گوناگون کانال گماشته باشد.

پس از پایان کار کانال، ناوگان ایرانی به سلامت از آن عبور کرد و به دریای اژه رسید و در آنجا به سربازانی پیوست که از راه زمین از سوی شمال رسیده بودند. کشتی ها به سوی یونان رفتند. سربازان خشایارشا به سواحل یونان یورش بردند و تا اعماق آن سرزمین پیش رفتند. آنها آتن را فتح کردند اما در نهایت در نبرد سختی از آتنی ها شکست خوردند. این مساله به حضور ناوگان شاهنشاهی ایران در اروپا پایان داد. به گفته دکتر جونز پس از این حادثه" کانال به طور کلی فراموش شد و به افسانه ها سپرده شد"

سوتیتر

ایرانیان احتمالا فکر نمی کردند این کانال تبدیل به اثری شود که از آنها باقی بماند. به همین خاطر همین که کشتی های آنها در بازگشت از کانال عبور کرد، پایان استفاده از کانال فرا رسید.

به گزارش نیویورک تایمز، ساختار کانال که زیر رسوبات دریایی و لای و لجن 25 قرن گذشته دفن شده است، به استراتژی نظامی درخشان ایرانی ها و مدیریت کار انسانی و مهندسی راه و ساختمان آنها گواهی می دهد

پس از پایان کار کانال، ناوگان ایرانی به سلامت از آن عبور کرد و به دریای اژه رسید و در آنجا به سربازانی پیوست که از راه زمین از سوی شمال رسیده بودند. تا اعماق آن سرزمین پیش رفتند. آنها آتن را فتح کردند

                          

این اولین بار نیست که ایرانیان به  مدیریت خوب و دقیق کارهای مهندسی و استراتژی نظامی در آن زمانها شهره هستند مانند شهر آبی در شوش

نوشته شده توسط آمستریا در با موضوع: | لینک ثابت |

هر سال، سال کوروش بزرگ