تخت جمشید ، بنای نمادین ملی ایرانیان و نشانه اقتدار و شکوه آنان و نماد توانایی های علمی و فنی و هنری نیاکان ما بوده است. تخت جمشید جلوه گاه همبستگی ملی و سرزندگی و بالندگی روان ایرانیست.ایرانیان را اراده بر آن بوده است که اگر می باید بنایی در نشان شکوه و بزرگی ایران ساخته شود از آن برای کارکرد یکی از نهادهای ملی کشور بهره برداری شود و بهترین نماد ملی میهن ، همانا انجمن همپرسگی ملی یا انجمن بهان می بود.همان که امروزه آنرا مجلس شورای ملی یا در گستره ای پهناورتر سازمان ملل می نامند.


 

تخت جمشید جایگاهی بوده است که فرستادگان اقوام گوناگون برای سگالش و قانون گذاری و تصمیم گیری درباره مهمترین نیازهای سرزمینی که از نیل تا سند گسترده بود گرد می آمدند و نه تنها پارسیان که نمایندگانی از همه سرزمینها و اقوام در ان شرکت می جستند نگاره های ٢٣ هیئت نمایندگی ملل که بر نمای خاوری کاخ آپادانا برکنده شده است نشانه ای از حضور آنان است.پوشاک و آرایه های ساده نشان می دهد که آنان مردمانی از میان همه گروه های اجتماعی و خردمندان هستند و نه تنها از اشراف و بزرگ زادگان.

چنین انجمنی بی گمان بجز مجمع عمومی که در تالار آپادنا برگزار می شده است از بخش های گوناگون پزوهش هایی فراهم باشد جایگاه هریک از این نهادها و نیز کاربری هر یک از دیگر بناهای تخت جمشید دانسته می آید.

این گردهمایی همگانی مردمان شاهنشاهی هخامنشی را خشایار شا در سنگنبشته خود بازگو میکند.آنجا که در نبشته اش به سه زبان از دروازه ورودی تخت جمشید با نام "دروازه همه کشورها"یاد می کند و نشان می دهد که آن دروازه آمدگاه همه مردمان جهان بوده است.

همچنین وازه "تچر" که در سنگنبشته داریوش بزرگ برای نامیدن یکی از تالارهای تخت جمشید از آن یاد شده است بنا به پزوشهای استاد نصراله برزآبادی فراهانی {نظریه نوین پیرامون معانی حروف الفبای فارسی , تهران , ١٣٧۶ } به معنای جایگاه گزیدن راه یا تالار شورا می باشد.

از سوی دیگر شمار بیست و سه گانه اقامت گاههای مهمان خانه تخت جمشید که به اشتباه و بدون هیچ دلیلی حرمسرا نامیده می شوند با شمار بیست و سه هیئت نمایندگی ملل که بر نمای آپادانا برکنده شده است برابری می کند و نشانگر این است که آن اقامتگاه ها نه حرمسرای خشایار شاه که مهمان خانه تخت جمشید می بوده است.

دلیل دیگری که کارکرد تخت جمشید را به عنوان انجمن همپرسگی ملی و مجلس قانون گذاری تائید می کند ,گزارش کورتیوس تاریخ نگار یونانی است که آورده است اسکندر بنایی را به آتش کشید که مردمان جهان برای گرفتن قانون به آنجا می رفتند.

درباره کاربرد تخت جمشید سخنان بسیاری گفته شده است. برخی آنرا پایتخت هخامنشیان یا سکونتگاه دربار دانسته اند و برخی دیگر آنرا یک قلعه نظامی یا نیایشگاه دانسته اند اما عجیب ترین اظهار نظرها چنین است که تخت جمشید جایگاه برگزاری جشن نوروز بوده است . ادعاهایی که هیچگاه برای آن دلیل و مدرکی به دست نیامده است.

نیاکان ما از انتخاب انجمن همپرسگی ملی برای تکیه زدن بر باشکوه ترین بنای میهنی خود آرمان ویزه ای را دنبال می کردند و آن اینکه همه ملت ها درساخت آن مشارکت کنند آنجا را خانه خود بدانند و دوستش بدارند و گرامی اش دانند اگر آنجا بنایی با کاربرد محلی بود هرگز نمی توانست توجه همه ملل را بخود جلب کند یک بنای شاهی یک دز نظامی یک انبار جواهرات یک نیایشگاه بزرگ یک جشنواره نوروزی یک سکونتگاه درباری و یا یک حرمسرا هیچکدام نمی توانست احترام و بزر گداشت همه مردمان و همه اقوام و همه ادیان را بخود جلب کند.

کورتیوس ضمن اشاره به کارکرد تخت جمشید گزارش می کند که لشکریان اسکندر تخت جمشید را ابتدا غارت کردند پارچه های زیبا را تکه تکه کردند تا هرکدام پاره ای از انرا بربایند پیکره ی سنگین را خرد می کردند تا پاره ای از آنرا صاحب شوند . صندلی های با شکوه را می شکستند تا قطعات عاج و سنگ های گرانبهای آنرا به یغما برند و هرچه را که نمی توانستند ببرند نابود می کردند.

آنان آنگاه مشعل های خود را به میان ٨٧٣ ستون تخت جمشید انداختند و بنایی که یکصدو نود سال بود که با همفکری و همکاری همگی مردمان شاهنشاهی هخامنشی ایجاد شده

برگرفته از کتاب تخت جمشید،بنای میهنی ایرانیان و انجمن همپرسگی ملی